شنبه ۲۶ دسامبر ۲۰۰۹

Shall we dance?

My headache said: I'd always been with you, and i would be.

پنجشنبه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۹

the apocalypse

Shall we have each other this evening?

شنبه ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹

Read with british accent now on

Dedicated to my most beloved one:



پنجشنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹

Some info or where I am these days...

نمايشگاه عكس دارم با 4 عكاس ديگر. اي كاش همه مي آمديد. اختتاميه اين هفته است.
گرامافون خريده م با چند صفحه از بيتلز و پينك فلويد. احساس خوشبختي مي كنم.

سه‌شنبه ۱ دسامبر ۲۰۰۹

Hey you!

با اون حالت مطلوبت!

یکشنبه ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹

Shall we dance?


اگر از آنفوآنزاي خوكي و ام اس و آلودگي هوا نميرم،
اگر توي پياده رو زير موتور نرم و يا روي خط عابر پياده اتوبوس از روم رد نشه،
اگر دزد ها وجنايتكارها يا پليس ترتيبمو ندن و جنازمو نسوزونن،
اگه هواپيمايي كه با ترس و لرز سوارش شدم سقوط نكنه،

فرصت دارم كه به اندازه ي كافي قربونت برم.

پنجشنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹

مملكته داريم؟

روي خط عابر پياده مي ريم زير ماشين، تو پياده رو با موتور تصادف مي كنيم، مملكته داريم؟


اين پست ملهم از اين بلاگ است: مملكته داريم.

من آثارنا

نام اثر: گوشه اي از زندگي بدون تو يا آشويتس خصوصي من
نقش ها: پسر، دختر زيبا، خيال معشوقه ترين در ذهن پسر
نما: داخلي، خلوت، چاي نبات و ...

دختر زيبا: "من دلم مي خواد بيشتر بشناسمت... از خودت برام بگو."
پسر و خيال معشوقه ترين در ذهنش نگاهي به دختر زيبا مي اندازند. دختر زيبا تا اندازه اي(324 درصد) داف است: "شاش دارم." و صحنه را ترك مي كنند.

چهارشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

دعا

ايشالا كه تا آخر عمرت زنده باشي

دلم مي خواهد بعد از اين كه كاسه ي سرم را باز كردم و اين توده ي پيچ پيچ خاكستري را ريختم جلوي سگ* ، با خاك پرش كنم و داخلش گل بكارم.


*: از صادق هدايت است.